الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...
تخته وایت‌برد
بسم الله الرّحمن الرّحیم

نجوا تنها از سوی شیطان است؛
می‌خواهد با آن مومنان غمگین شوند...
پس مومنان تنها بر خدا توکل کنند.
آهای شیطان!
گوش ِ دلم جای وز وز های تو نیست؛
بی خود وقتت را هدر نده
نمی‌فهمی؟ همه چیز را به خــــــدا ســپرده‌ام
به نعم‌المولایم و نعم النصیرم ...
****** برنامه‌ی ج.ا ******
نیکی و مهربانی با پدر و مادر
مراقبت بر اعمال
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۸/۳۰
    184
  • ۹۶/۰۷/۰۲
    183
  • ۹۵/۱۲/۰۷
    182
  • ۹۵/۱۰/۲۸
    181
  • ۹۵/۰۹/۲۴
    180
  • ۹۵/۰۸/۰۹
    179
  • ۹۵/۰۸/۰۲
    178
  • ۹۵/۰۷/۱۵
    177
  • ۹۵/۰۵/۲۶
    176
  • ۹۵/۰۴/۱۰
    175

۲۹ مطلب در اسفند ۱۳۹۱ ثبت شده است

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

آه، خدا،

نقطه این آخر سالی به روزهایی که گذراند نگاه میکند

و آه میکشد ...

 

دلم برایت نقطه شده خداااا ...

 

سال جدید، را تو مبارک گردان ... ای ارحم الراحمینم

انشاالله سال بعد، حسرت نخورم ...

حسرت روزهایی که نافرمانی ات را کردم ...

 

یا غافر الذنب، اعتراف هایم را از زبان دلم بشنو، نوشتنش سخت است ...

 

+ سکوت ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۱ ، ۲۲:۲۴
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

هعـــــــــی ... نقطه چه دارد بگوید،

وقتی جمعه‌ی آخر ِ سال هم گذشت و ...

 

 

تقویم امسال را هم می‌گذارم کنار همه‌ی سال‌هایی

که بی تو گذشت ...

آه

بغض

اشـــک ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۱ ، ۲۲:۵۷
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

امام علی(سلام الله علیه) :

 

شادی مومن در چهره او

و اندوه وی در دلش پنهان است،

 

سینه‌اش از هر چیزی فراخ‌تر

و نفسش از همه متواضع‌تر است،

 

برتری‌جویی را زشت

و ریاکاری را دشمن می‌دارد،

 

اندوه او طولانی

و همت او بلند است،

 

سکوتش فراوان

و وقت او با کار گرفته است،

 

شکرگزار و شکیباست

و غرق در اندیشه‌ی خویش است،

 

از کسی درخواستی ندارد

و نرم‌خو و فروتن است ...

 

حکمت 333

 

+ از امروز، نقطه تصمیم دارد یکی یکی این ها را تمرین کند ... بسم الله.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۱ ، ۱۱:۲۳
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

نقطه، یک درس بســـــــــــــیار بزرگ آموخت؛

تو برایش گفتی

این که می‌گویم انتخاب‌ت را به من بسپار تا بهترین را برایت رقم بزنم،

این نیست که همه چیز را به دلخواه ِ خودت بچینی

قبل و بعدش را برایم تعیین کنی،

بعد آن جایی که برایت سخت است و نمی‌توانی انجامش دهی،

بگویی خدایا این را به تو می‌سپارم!

نـــــــــــــــخیر!!

هر زمان از ب بسم الله تا د الحمدلله، همه چیز را سپردی به من،

و در همه جایش خواست ِ مرا خواستی،

آن وقت منتظر باش تا بهترین ها را ببینی ...

 

+ شُـــکر، به خاطر درس هایی که به این نقطه‌ی دیرفهم، می‌فهمانی ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۱ ، ۱۰:۵۷
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

پیامبرت از پنهان به آشکار رفت،

دست قضا، نقطه را از آشکار به پنهان می‌بَــرَد ...

خواست، خواست ِ توست،

زین پس بیشتر سکوت می‌کنم ...

 

 

+ امام علی(روحی فداه) : اگر میتوانید گمنام بمانید، پس چنین کنید ...

 

++ باید حواسم را بیشتر جمع کنم در این دنیای مجازی،

به هر حال تجربه‌ای شد که دیگر در موردهیچ چیز، از پشت این صفحه‌ی مانیتور، قضاوت نکنم ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۱ ، ۱۰:۴۵
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۲۳:۳۰
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

یا من فعلُه لطیف

یا من لطفه مقیم

یا من احسانه قدیم ...

 

خدا، این اسم‌هایت که یکی از یکی زیباتر است،

نمی‌گذارد کارم را بکنم!

هی می‌آیم اتاق را مرتب کنم،

باز یکی از اسامی‌ات را می‌شنوم

و می‌کشاندم سمت اینجا ...

 

+ نقطه، دارد با این جوشن کبیرت، قد می‌کشد ...

++ آخر خودت بیا و بشمار از بین این بیشمار اسم‌ت

چندتایشان، از مهربانی‌هایت می‌گوید و چندتایشان از قهرت ...

 

یا نعم الطبیب، یا نعم المجیب، یا نعم الحبیب، یا نعم المولی، یا نعم النصیر ...

یا منی المحبین، یا حبیب التوابین، یا رجاء المذنبین ...

یا شفیق من لا شفیق له، یا رفیق من لا رفیق له، یا راحم من لا راحم له، یا صاحب من لا صاحب له ...

هـــــعــــــــــی ... چه بگویم که تا صبح هم بنویسم، سیر نمی‌شوم ...

 


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۱۸:۴۹
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

از تمام ِ خانه تکانی،

آن‌جایی دلنشین است و خستگی را از تن بیرون می‌آورد که

نوبت به قاب ِ اسم‌ت می‌رسد،

الـــــلّـــــه

گرد و خاکش را پاک کنم،

آن را به قلبم بچسبانم،

در دل بگویم؛

آه، چـــــقــــــدر دوستــــت دارم ...

آنوقت، اشک‌ها

گرد و خاک ِ صورتم را پاک کند ...

 

+ و جوشن کبیر رسیده باشد به آنجایش که می‌گوید:

یا صاحبی عند غربتی،

یا ولیّی عند نعمتی ...

 

 

 


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۱۸:۳۴
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

صدای دعای افتتاح در این نیمه شبی،

اتاقم را

عطر آگین می‌کند،

نه،

حتی روحم را

دارد پرواز می‌دهد ...

 

دلم برای ماه رمضانت

یک ذره شده است ... آهــــــــــ

برای سحرهای پر از حضورت،

برای صحبت‌های دو نفری‌مان،

برای اشک‌های بی‌وقفه،

برای دل نازک شدن،

برای حرم رفتن‌های قبل از سحر،

برای ...

هرچه می‌نویسم،

زیبایی هایش تمامی ندارد،

خاطرات زیبایی که برایم رقم می‌زنی ...

 

حتی

برای بوی غذای سحری در خانه‌مان

دلتنگ شدم!

 

+ فکم من موهبة ٍ هنیئة ٍ قد اعطانی ...

اشک ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۰۱:۵۳
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

نقطه احساس می‌کند از او راضی نیستی ...

یا حداقل بیشتر از این‌ها از او انتظار داری،

 

نقطه امروز فهمید آنقدر که برای تربیتش وقت گذاشته‌ای،

حق مربی‌گری ات را به جا نیاورده است،

شاگرد ِ (----> بنده‌ی) خوبی نبوده است...

 

آمدم بگویم از او خسته نشو!

او جز تو هــــیــــچ پناهگاهی ندارد ...

نکند از او قطع امید کنی؛

این سکانس‌ها را چندبار دیگر بگیر،

نقطه دارد تلاش می‌کند بازیگر ِ خوبی شود ...

 

+ فلم أرَ مولیً کریما، أصبر علی عَبد ٍ لئیم ٍ منکَ علیَّ یا ربّ ...


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۰۱:۴۱
نقطه