الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...
تخته وایت‌برد
بسم الله الرّحمن الرّحیم

نجوا تنها از سوی شیطان است؛
می‌خواهد با آن مومنان غمگین شوند...
پس مومنان تنها بر خدا توکل کنند.
آهای شیطان!
گوش ِ دلم جای وز وز های تو نیست؛
بی خود وقتت را هدر نده
نمی‌فهمی؟ همه چیز را به خــــــدا ســپرده‌ام
به نعم‌المولایم و نعم النصیرم ...
****** برنامه‌ی ج.ا ******
نیکی و مهربانی با پدر و مادر
مراقبت بر اعمال
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۸/۳۰
    184
  • ۹۶/۰۷/۰۲
    183
  • ۹۵/۱۲/۰۷
    182
  • ۹۵/۱۰/۲۸
    181
  • ۹۵/۰۹/۲۴
    180
  • ۹۵/۰۸/۰۹
    179
  • ۹۵/۰۸/۰۲
    178
  • ۹۵/۰۷/۱۵
    177
  • ۹۵/۰۵/۲۶
    176
  • ۹۵/۰۴/۱۰
    175

۱۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۲ ثبت شده است

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

 

خدایا!

گوش‌های من کر شده است،

یا واقعا این روزها،

کسی صدایم نمی‌زند؟؟؟

 

 

+ فراموش شده‌ام آیا؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۱۳
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 


عاشق این ابرهای بهاری‌ام؛

 

که بعد از یک صبح گرم و آفتابی،

وقتی دل‌ت لک زده است برای هوای خنک ِ بارانی،

اما آسمان ِ صاف، ناامیدت می‌کند،

 

بی سر و صدا پدیدار می‌شوند

و یک عصر بارانی ِ بهاری ِ پیش‌بینی نشده را برای‌ت رقم می‌زنند ...

 

این جور وقت‌ها،

دل‌م ذوق می‌زند؛

انگار کسی هست که هوای آرزوهای بچه‌گانه‌اش را داشته باشد ...

 

 

+ چقدر خوب است از این ابرها، یاد بگیرم ...

اینکه چطور می‌شود بی منت و بی چشم‌داشت،

شادابی را روانه‌ی دل‌های غم‌زده کرد

و حیات بخشید به جان‌های مرده ...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۰۷
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

بعضی عبادات هستند

که برایم فصلی کرده‌ای!

زمستان که تمام شود،

امکان انجام آن‌ها را از دست می‌دهم؛

باید تا زمستان دیگر چشم انتظار بمانم ...

 

 

اگر می‌توانستم،

می‌بایست ییلاق و قشلاق می‌کردم ...

با این تفاوت که

مهاجرت کنم به جاهای سرد ...

 

:)


 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۲۲:۵۷
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

هعـــــی! می‌بینی خدا؟

وقتی برایم معلوم نمی‌کنی،

وقتی در ِ گوشم، رازها را فاش نمی‌کنی،

این طور سرگیجه می‌گیرم

میان مجهول‌ها ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۲۲:۵۱
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

هرچه می‌خواهم بنویسم، قبلا گفته‌ام!

می‌بینی آقای نقطه؟

دیگر حتی حرفی هم باقی نمانده ست ...

 

 

+ وقتی انتظار به ثمر نمی‌نشیند،

وقتی هجرانت پایان نمی‌یابد،

وقتی جمعه دوباره به غروب ِ بدون شما نزدیک می‌شود؛

دل و زبان هردو،

در سکوتی سنگین فرو می‌روند ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۲ ، ۱۱:۲۷
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

وقتی نقطه به ته خط می‌رسد،

نکند تنها بگذاری‌اش و بروی سر خط ...

 

 

+ حقیقی ترین لحظه هامو ببین،

که از آرزو هم خیالی تره ...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۱ فروردين ۹۲ ، ۲۳:۰۶
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

بسی دور رفتم؛

بسی دیر کردم

من آن بذر بی حاصلم،

کاین جهان را

نه تغییر دادم

نه تفسیر کردم  ...

 

آقای شفیعىى

 

 

 

+ خدایا، تو مرا برای سکون نیافریده‌ای، می‌دانم!

گاهی اما پنچر می‌شوم

و تنها تو می‌توانی دوباره در من بدمی و راهم بیاندازی ...

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۲ ، ۲۲:۵۶
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

سالی که نکوست از بهارش پیداست ...

 

 

با مادر سلام الله علیها شروع کردیم،

شاید 

با زیارت پسر سلام الله علیه تمام شود ...

 

 

+ و نقطه بس هوای کربلایت را دارد، می‌بینی؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۲ ، ۲۲:۲۷
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

این دو هفته پر بود از

قبض

بسط

قبض

بسط

قبض ...

 

 

حرف هایی زدم که نشاید!

از همان نجواهای شیطان،

این بار هم نادیده بگیر ...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۲ ، ۰۰:۲۹
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۲ ، ۱۳:۵۲
نقطه