الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...
تخته وایت‌برد
بسم الله الرّحمن الرّحیم

نجوا تنها از سوی شیطان است؛
می‌خواهد با آن مومنان غمگین شوند...
پس مومنان تنها بر خدا توکل کنند.
آهای شیطان!
گوش ِ دلم جای وز وز های تو نیست؛
بی خود وقتت را هدر نده
نمی‌فهمی؟ همه چیز را به خــــــدا ســپرده‌ام
به نعم‌المولایم و نعم النصیرم ...
****** برنامه‌ی ج.ا ******
نیکی و مهربانی با پدر و مادر
مراقبت بر اعمال
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۸/۳۰
    184
  • ۹۶/۰۷/۰۲
    183
  • ۹۵/۱۲/۰۷
    182
  • ۹۵/۱۰/۲۸
    181
  • ۹۵/۰۹/۲۴
    180
  • ۹۵/۰۸/۰۹
    179
  • ۹۵/۰۸/۰۲
    178
  • ۹۵/۰۷/۱۵
    177
  • ۹۵/۰۵/۲۶
    176
  • ۹۵/۰۴/۱۰
    175

۸ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

بسم الله الرّحمن الرّحیم



گاهی دل‌م می‌خواهد چشم‌هایم را ببندم،

و ناگهان،

بی‌خبر،

شروع کنم به دویدن ...

آن‌قدر تند که گوشهایم تنها صدای باد را بشنوند،

آن‌قدر تند که هیچ کدام از تعلقات‌م، فرصت خودنمایی پیدا نکنند،

و تا آنجا که می‌شود دور شوم ...

از خودم،

از دنیا،

از مرداب‌های غفلت،

از تاریکی،

...

حتی از باران،

و از آسمان ...


برسم به آنجایی که هیچ نباشد ...

هیچ چیزی که بوی اینجا را داشته باشد،

تنها نور باشد و نور ...

و در آن خلوت دوست‌داشتنی،

بنشینم و گوش‌ دلم را بسپارم به شما ...

و شما برایم بگویید

از خدا

از عشق

از انسان

از راهی که باید رفت ...

و من دوباره معصومیتی را که در شلوغی‌های روزگار گم کرده‌ام،

در دستان شما پیدا کنم ...


آه پیامبر دل‌م،

من می‌خواهم بیایم آنجا،

دیگر از این همهمه و آلودگی خسته‌ام ...

من دلم،

برای همسایه‌ی شما بودن لک زده‌ست ...

دلــــم برایتان تنگ شده‌ست، قد یک نقطه ...

و شما خوب می‌دانید در دلم چه می‌گذرد ...


شما که همیشه هوایمان را دارید،

بیایید و دستم را بگیرید و ببرید،

قبل از اینکه عمرم چراگاه شیطان شود ...

قبل از اینکه آن‌قدر دور و گم شوم

که دیگر شفاعت هم فایده نداشته باشد ...


دوستتان دارم، امضا: اشک


+ اینقدر که مهربان هستید و به همه، به همه، لطف می‌کنید،

دیگر به لیاقت خودم نگاه نمی‌کنم، که کرامت شما بســــــــــــــــــــیار بزرگ‌تر از آن است ...

این است که دلم را به "هم جیرانی" خوش کرده ام ...

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۲ ، ۱۳:۴۵
نقطه

In the name of Allah



Far across the distance and spaces between us

You have come to show you go on

Near, far, wherever you are

I believe that the heart does go on

Once more you open the door

And you're here in my heart

        

            And my heart will go on and on …

                             

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۲ ، ۱۳:۱۸
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم



الــــــــــهی

بلـّـغــــه منّـا تحیة و ســـــــلاما ...


+ شده گاهی به کسی سلام کنی و بگوید: چه سلامی؟ چه علیکی؟!

همین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۲ ، ۰۹:۴۹
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم



دارد دعای ندبه پخش می‌کند

مسجد سهلـــه

کـــــــوفه ...


دست خودم نیست،

ولی هنوز هم

چهره‌ها، اشک‌ها، زمزمه‌ها

شبیه به کوفیان به نظر می‌رسد ...


و در این میان

اوست که از همه بیشتر خون دل می‌خورد ...


درد دارد که میلیون‌ها نفر صدایت بزنند

بگردی و در تک تک چهره‌هایشان نگاهی بیاندازی

و حتی یک نفر را محرم ِ رازهایت نیابی ...


آن‌وقت هرچه از غربت مولا علی و مظلومیت امام حسین سلام الله علیهم شنیده‌ای

پیش چشم‌ت زنده می‌شوند ...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۲ ، ۰۹:۳۰
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم



هیئت تمام شد ...

همه رفته‌اند و تو

آرام

گوشه ای نشسته‌ای

و گریه می‌کنی ...


آجرک الله مولایم ...


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۲ ، ۰۰:۲۶
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم



میون این همه عاشق

که خم و پیچ جاده‌ها را

پیاده آمده‌اند تا حریمت

خجالت می‌کشم سرم را بالا بگیرم ...


من همسایه‌ی شما نیستم؛

همسایه شما همین آدم‌های نازنین هستند

که هر صبحشان را با سلام به شما آغاز کرده‌اند ...


+ آقای رئوف، می‌گویند پناهنده‌ها را رد نمی‌کنی ... یک پناهنده‌ی گمراه، گریزان از نفس خویش، شما را صدا می‌زند ...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۲ ، ۱۰:۴۴
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۲ ، ۱۱:۳۶
نقطه

بسم الله الرّحمن الرّحیم



مدت‌هاست دل‌م شروعی تازه می‌خواهد؛

تو بیا ...

مرا دوباره آغاز کن ...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۲ ، ۱۱:۱۳
نقطه