الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...
تخته وایت‌برد
بسم الله الرّحمن الرّحیم

نجوا تنها از سوی شیطان است؛
می‌خواهد با آن مومنان غمگین شوند...
پس مومنان تنها بر خدا توکل کنند.
آهای شیطان!
گوش ِ دلم جای وز وز های تو نیست؛
بی خود وقتت را هدر نده
نمی‌فهمی؟ همه چیز را به خــــــدا ســپرده‌ام
به نعم‌المولایم و نعم النصیرم ...
****** برنامه‌ی ج.ا ******
نیکی و مهربانی با پدر و مادر
مراقبت بر اعمال
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۸/۳۰
    184
  • ۹۶/۰۷/۰۲
    183
  • ۹۵/۱۲/۰۷
    182
  • ۹۵/۱۰/۲۸
    181
  • ۹۵/۰۹/۲۴
    180
  • ۹۵/۰۸/۰۹
    179
  • ۹۵/۰۸/۰۲
    178
  • ۹۵/۰۷/۱۵
    177
  • ۹۵/۰۵/۲۶
    176
  • ۹۵/۰۴/۱۰
    175

101

جمعه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۲، ۰۹:۵۷ ب.ظ


بسم الله الرّحمن الرّحیم



این روزها ...

حال پرنده‌ای را دارم که

پشت درهای باز قفس نشسته‌ست؛

امــــــــــــــــــــــا

اما دیگر به آسمان شک دارد ...


 


می‌دانی آخر هربار که پرواز را آرزو کرد،

هربار که آسمان را طلبید،

در را برایش باز کردند و طرحی از آسمان را مقابلش گذاشتند؛

پرنده‌ی ساده هم از شوقی که در دل‌ش موج می‌زد

قفس را رها می‌کرد تا در آغوش آسمان به پرواز درآید؛

که آنوقت می‌فهمید این نه آن آسمان است ...



و ناامید دوباره در کنج تنهایی‌اش فرو می‌رفت ...

 

 

 

می‌دانی شاید حکمت این آسمان‌های کوچک و جعلی،

این بوده که پرنده را امتحان کند،

می‌خواسته اوج پروازش را اندازه بگیرد

تحملش را بسنجد،

و اینکه تا چه حد در آرزویش صادق بوده؛

همه‌ی این‌ها برای پرواز در آن آسمان واقعی مهم است ...

و پرنده‌ای که بدون آمادگی، بدون شایستگی

دل به آسمان حقیقی بزند؛

زنده نمی‌ماند ...

و دیگر فرصتش برای پرواز از دست رفته است ...


امـــــــــــــا،

نتیجه‌ی این امتحان‌های مکرّر،

شده است این احساس شک ...

احساس شکی که پرهای پرنده را

یکی یکی قیچی کرده است ...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۲۲
نقطه

نظرات  (۱)

۳۰ شهریور ۹۲ ، ۱۷:۴۵ هوالرحمــــن
هوایی میشم، وقتی می بینم هوامو داره....
سلام دوست خوب مجازی من...
ممنون که به یادم بودی...
منم به یادت بودم...
منم یه گوشه حرم نشسته بودم
توی اون شلوغی با آقا حرف میزدم...
یهو دعوت شدیم ولـــــی آقامون هوای مهمون ناخونده هارم خوب داره ها!
خوش بحالت عزیزم، از روی آی پی فهمیده بودم مشهدی هستی
دلم می خاست بهت بگم التماس دعا دارم وقتی چشمت به گنبد آقا میفته...
خوش بحالت
پاسخ:
سلام :)

ممنون که به یادم بودی،
به یادت هستم ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی