الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...
تخته وایت‌برد
بسم الله الرّحمن الرّحیم

نجوا تنها از سوی شیطان است؛
می‌خواهد با آن مومنان غمگین شوند...
پس مومنان تنها بر خدا توکل کنند.
آهای شیطان!
گوش ِ دلم جای وز وز های تو نیست؛
بی خود وقتت را هدر نده
نمی‌فهمی؟ همه چیز را به خــــــدا ســپرده‌ام
به نعم‌المولایم و نعم النصیرم ...
****** برنامه‌ی ج.ا ******
نیکی و مهربانی با پدر و مادر
مراقبت بر اعمال
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۸/۳۰
    184
  • ۹۶/۰۷/۰۲
    183
  • ۹۵/۱۲/۰۷
    182
  • ۹۵/۱۰/۲۸
    181
  • ۹۵/۰۹/۲۴
    180
  • ۹۵/۰۸/۰۹
    179
  • ۹۵/۰۸/۰۲
    178
  • ۹۵/۰۷/۱۵
    177
  • ۹۵/۰۵/۲۶
    176
  • ۹۵/۰۴/۱۰
    175

102

پنجشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۲، ۱۲:۵۰ ق.ظ


بسم الله الرّحمن الرّحیم





و حالا،

پـــایـــیــــزت،

با خــش خــش بــرگ‌هــایــش

با شب‌های طـــــــولانــــــــــــی‌اش

با بــاران‌های گاه و بی‌گاهـش

با غروب‌های غمزده‌اش ...

 

دل‌م را به بازی گرفته است (:

 

 

و من،

نقطه‌ات،

دنیای دل‌سردی و خستگی را کنار زده‌ام، 

-با کمک خودت-

و با یک روزنه‌ی بســـــــــیار کوچکِ روشن در دل‌م

دوباره شروع کرده‌ام ...

با امیدی تازه،

با یک من ِ جدید!

که زاده‌ی عبور از فصل ِ قبلی امتحانت هست،

مقابلت ایستاده‌ام

نـــــــه!

راه افتاده‌ام ...


این فصل‌های اخیر،

در حد جان دادن سخت بود ...

آنقدر سخت که نفس‌هایم به شماره بیافتند ...

بعد همان لحظه‌هایی که چیزی در وجودم می‌مُرد، چیزی شبیه به من!

چیزی دیگر در وجودم متولد می‌شد، چیزی شبیه به من!


هر فصلی از زندگی،

یک "من" می‌زاید

که از "من" قبلی، بیشتر خدا را می‌شناسد ...

که از "من" قبلی، محوتر است و خدا در او پررنگ‌تر ...

مگر اینکه در آن فصل ببازی و مانع تولدش شوی ...


این فصل‌ها آنقدر می‌آیند و می‌روند،

تا خدا در وجودت متولد شود ...

تا م ن دیگر نباشد ...


من،

همراه پاییزت،

فصلی جدید را شروع کرده‌ایم،

فصلی سخت‌تر از قبل ...

خدایا رحم کن،

بدون نگاهت

بدون یاری‌ات

می‌بازم،

می‌میرم ...


الهی که در پایان

من، تو باشی ...

 


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۰۴
نقطه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی