الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...
تخته وایت‌برد
بسم الله الرّحمن الرّحیم

نجوا تنها از سوی شیطان است؛
می‌خواهد با آن مومنان غمگین شوند...
پس مومنان تنها بر خدا توکل کنند.
آهای شیطان!
گوش ِ دلم جای وز وز های تو نیست؛
بی خود وقتت را هدر نده
نمی‌فهمی؟ همه چیز را به خــــــدا ســپرده‌ام
به نعم‌المولایم و نعم النصیرم ...
****** برنامه‌ی ج.ا ******
نیکی و مهربانی با پدر و مادر
مراقبت بر اعمال
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۸/۳۰
    184
  • ۹۶/۰۷/۰۲
    183
  • ۹۵/۱۲/۰۷
    182
  • ۹۵/۱۰/۲۸
    181
  • ۹۵/۰۹/۲۴
    180
  • ۹۵/۰۸/۰۹
    179
  • ۹۵/۰۸/۰۲
    178
  • ۹۵/۰۷/۱۵
    177
  • ۹۵/۰۵/۲۶
    176
  • ۹۵/۰۴/۱۰
    175

106

جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۱۲:۴۵ ب.ظ

بسم الله الرّحمن الرّحیم



وه که این روزهای آفتابی ِ گرم

در کنــار پـــدر و مــــادر

عجب آرامـــشـــی دارد ...


این‌که کنارشان بنشینی،

با آن‌ها بخندی

برایشان چای زنجفیل بریزی

و حرف‌هایی بزنی که آن‌ها دوست دارند بشنوند ...


نگاهشان کنــــــــــــی

تا در عمق چین‌های پیشانی‌شان،

تلخــی‌های روزگــارشان را بچــشــی

و مابین چروک‌های دست‌های پرمهرشان،

ایستادگی‌شان را در برابر ناملایمت‌های زندگی ببینی ...


و ببینی که می‌شود با همه‌ی سختی‌ها،

همچنـــــــــــان لب‌خنــــــــــــــد زد ...

لب‌خندی که آرامش را در وجودت می‌رویاند ...


بعـــد بفهمی این لب‌خند و آرامش‌شان

ریشه در ایمان و توکل‌شان به "او" دارد ...

و شکر بگویی

که چنــین نعمتی را به این بنده‌ی نالایق عطا کرده‌است ...


+ گاهی بنشین و چهره‌ی مهربان‌شان را نگاه کن،

و با چشم‌هایت بگو که چقـــــــدر دوست‌شان داری ...

گاهی کاری کن

تا از ته دل به قهقهه بیافتند ...

و مطمئن باش در این میان

خدا هم دارد لب‌خند می‌زند ...


++ خدای نقطه،

این روزهای گرم ِ آرام را هرگز از نقطه دریغ نکن،

آفتاب حضورشان را همیشه در زندگی‌ام تابان نگه دار ...

آمـــــین ...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۱۹
نقطه

نظرات  (۱)

۲۰ مهر ۹۲ ، ۱۸:۵۳ بـــــاران
سلام
حس میکنم
چقد این روزها از خدا دورشدم
مطالبتون تلنگری بود شاید بیدار شوم از خواب غفلت  چه خواب سنگینیست
مطالبتون دلنشینه
پاسخ:
سلام و رحمت‌ه

:) خدا رو شکر ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی