الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...

تو که ناگفته‌هایم را هم می‌دانی، مینویسم تا خودم فراموش نکنم، این روزهای پررنگ حضورت را ...

الهی؛ راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی ...
تخته وایت‌برد
بسم الله الرّحمن الرّحیم

نجوا تنها از سوی شیطان است؛
می‌خواهد با آن مومنان غمگین شوند...
پس مومنان تنها بر خدا توکل کنند.
آهای شیطان!
گوش ِ دلم جای وز وز های تو نیست؛
بی خود وقتت را هدر نده
نمی‌فهمی؟ همه چیز را به خــــــدا ســپرده‌ام
به نعم‌المولایم و نعم النصیرم ...
****** برنامه‌ی ج.ا ******
نیکی و مهربانی با پدر و مادر
مراقبت بر اعمال
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۸/۳۰
    184
  • ۹۶/۰۷/۰۲
    183
  • ۹۵/۱۲/۰۷
    182
  • ۹۵/۱۰/۲۸
    181
  • ۹۵/۰۹/۲۴
    180
  • ۹۵/۰۸/۰۹
    179
  • ۹۵/۰۸/۰۲
    178
  • ۹۵/۰۷/۱۵
    177
  • ۹۵/۰۵/۲۶
    176
  • ۹۵/۰۴/۱۰
    175

184

سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۳:۳۸ ق.ظ

بسم الله الرّحمن الرّحیم


این را می‌نویسم تا برای همیشه یادم بماند 

طعم شیرین ِ توکل کردن به تو را... 

.

ساعت‌ها فکر کرده بودم

تحلیل کرده بودم

مشورت... 

در نهایت به یک درست رسیدم

وقتش بود که به دانسته‌هایم عمل کنم

وقت امتحان رسیده بود... 

ترس بود و دلهره، 

از اینکه شاید زبانم را نفهمند

یا بفهمند اما قلب نازنینشان ناراضی باشد

از اینکه مجبور شوم به تلاوت تکرار یک اشتباه.. 

گفتم

بسم الله الرحمن الرحیم 

رب اشرح لی صدری

و یسر لی امری

واحلل عقدة من لسانی

یفقهوا قولی

و همه چیز را سپردم به تو.. 

رفتیم نشستیم مقابلشان و هرچه در دلمان میگذشت را روایت کردیم

ساده و صادقانه. 

حرف‌ها را تو بر زبانم می‌راندی پروردگارم

وگرنه من که لالترین ِ بنده‌هات بوده‌ام! 

و بعد از دهانم خارج نشده، بر دلشان می‌نشاندی

که این چنین موج رضایت را می‌شد در چشم‌هایشان دید.. 

هرگز گمان نمی‌بردم به همین سادگی باشد!

و قصه‌ی توکل به تو، 

همینجا تمام نمی‌شود که! 

نه فقط رضایت بدهند

که برایمان دعای خیر هم بکنند و در قلبشان عزیزتر شویم... 

به یقین، کافیست که تو وکیل‌مان باشی

و من یتوکل علی الله فهو حسبه

و من، که من هستم

همان رازها که در دل شب برایم بازگفتی را

نشانه می‌گیرم

که از تصمیم‌م رضایت داشته‌ای... 

امشب

نه به قدر منی، که من هستم

بلکه به قدر تویی، که تو هستی بود... 

یادم بماند امشب را. 

+ پیداتر از این شدن چگونه؟ 


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۳۰
نقطه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی